برابر‌های واژه عاجز شدن به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

عاجز شدن

برابر‌های پارسی

به ستوه آمدن، فروماندن، درماندن

واژه «عاجز شدن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «به ستوه آمدن، فروماندن، درماندن» می‌باشد.

به جای «عاجز شدن» بگوییم «به ستوه آمدن، فروماندن، درماندن»

برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
درماندن
дармондан

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

وندینگ

چم: خودبردار

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید